بهار

بهار آغازین گاه روئیدن

طراوت ، شکفتن ، آغاز زندگی نو و بو کردن خاک ، خاکی که نم دارد و در کنارش سبزه روئیده .

در تداوم گردش روزگار و در این چرخه زمین شاید زبان ناتوان از وصف بهار باشد اما هر کس بهاری باشد خود می داند که بهارچگونه فصلی است . دشت های پهناور ازنا سبز تر از همیشه نو شدن زندگی را بار دیگردر پهنه زمین تجربه می کنند . دیگر خبری از برفهای چند متری و سرمای سوزان و یخزدن نیست . دشت پهناور جاپلق به یکباره چون مخملی سبز قبا پوش شده است و کشاورزان سختکوش گاپله دستی بر کلاه میکشند و با نام خدا شروعی دیگر را از سر میگیرند و به سوی زمین های کشاورزی در حرکتند . چه زیباست صدای جویباری که آب را به دور دست ها می برد و کودکان ازنا درهر بن و کوچه ای شاد و مست خوشحالی میکند و خاطرات بهار را در بهاری ترین فصل زندگشیان برای همیشه نگه می دارند باشد که در روزی راهگشایشان باشد . بهار یکپارچه خاطره و زندگی است و از آمدن بهارهمه و همه خوشحالند حتی پرندگان و جانوران . گاوان و گوسپندان بعد از چند ماه انتظار ، گویی از اسارت برف آزاد شده اند و شتابان در حال بهره گرفتن از بهار و آب و سبزه اند . اشترانکوه ازنا ، این رشته کوه نستوه و استوار از آزمونی و زمستانی دیگر سربلند بیرون آمده و گردشگران و سیاحان و همگان را به دامان پر مهرو محبت خود فرا می خواند ودر گردش روزگار برگهایی زرین بر افتخارات پرشکوه خود می افزاید. آخر سالهاست این رشته کوه زیبا در چشمان مردم این سرزمین جای و قرار و خاطره ای دارد . هر وقت از خانه بیرون می آییم اشترانکوه دستی بر سینه ستبر خود دارد و سفید کوه این عروس پر گل و گیاه به ما سلام می دهد و دامن خود را گسترانده تا گل به سر زند و همه را به سایه سار بیدهای اطراف گرجی و سروهای ایستاده دربند فرا خواند . کوههای راسبند و قاقان در شمال جاپلق مانند آدمی می ماند که به پهلو دراز کشیده اند و آفتاب می گیرند و ازنا را نظاره می کنند . ازحاجی آباد و قاقان تا عزیز آباد و کمندان سراسر کشتزارهای این دیار از گل و سنبل و روییدنی ها پر شده است و مردمان این سرزمین بهاری دیگر را طی میکنند . ازنا و مردمش از این همه نعمت های پروردگار و چهار فصل زیبایی که دارد بر خود می بالد.

شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل

نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد.

/ 0 نظر / 10 بازدید