پيشينه تاريخی ازنا قسمت دوم

(ادامه مطالب  قسمت اول در اینجا آورده شده است)در ري و ميان همدان و ري جنگ بشد [i] و سه روز بايستاد و و روز چهارم در ميان مبارزي سينباد به دست جهور[ii] كشته شد و آن جمع پراكنده گشتند و هر كسي به خانه هاي خود برگشت. سال ها گذشت تا نوبت به صفاريان و آل بويه رسيد. تا كنون اين اندازه معلوم شده است كه فرزندان ماهيگير(حسن،علي و...)از طريق مناطق مركزي ايران در جاپلق سكني گزيده و اين منطقه خاستگاه  و محل به قدرت رسيدن آنان بوده است اما نحوه آن معلوم نيست.

تاريخ در اين زمان ديدگاه جامعي بدست نمي دهد ولي بدليل هموار بودن دشت هاي گاپله و قرار گرفتن در ميان سه منطقه ري، اصفهان و همدان، هنگام آشوب ها و درگيري هايي كه منجر به تضعيف حكومت مركزي مي شده، نزاع بر سر تصرف منطقه گاپله شروع مي شده است. در اواخر حكومت سلجوقيان، تكش خوارزمشاهي براي براندازي كامل حكومت به عراق و همدان حمله مي برد كه بازماندگان سلجوقيان به سمت جاپلق روانه شده در قلعه فرزين مستقر گرديدند و سال ها با حكومت خوارزمشاهيان به نبرد پرداختند.پس از استقرار كامل خوارزمشاهيان بدلايلي از جمله دوري پايتخت خوازمشاهيان از جاپلق و ضعف آنان در اواخر حكومت، گروهي از كردهاي شام در حوالي 545 هجري قمري و قرن ششم  از راه آذربايجان به جلگه هاي شمالي اشترانكوه و جاپلق وارد و مستقر مي شوند. سپس شروع به مستحكم كرده پايه هاي حكومت خود كرده و مانند ساير حكومت ها، جاپلق خواستگاه و محل قوت گرفتن آنان مي گردد.آنان حكومت اتابكان لر را به مركزيت ايذه بنا نهاده و اين حكومت را تا مرز خوزستان مي گسترانند. اما متأسفانه آثاري از آنان باقي نمانده است.

 در اواخرحكومت خوارزمشاهيان، ايران سايه سهمگين مغول را بر سر خود احساس مي كند. مغولان چون طوفاني  مناطق ايران را درنورديده و سلطان محمد خوارزمشاه كه ياراي مقابله با آنان را ندارد از مقابلشان مي گريزد و با 30 هزار سپاهي به منطقه جاپلق مي رسد. اتابك لر در پيشنهادي از سلطان محمد مي خواهد تا مغولان را به كوه هاي اطراف كشانده و با آنان به مبارزه بپردازد اما ترس چنان بر او چيره مي گردد كه فرار را بر قرار ترجيح مي دهد.      

سپس نوبت به جاپلق مي رسد و لشگريان چابك مغول، چونان طوفاني وارد اين منطقه مي گردند و اين بخش محل تاخت و تاز مغولان گرديد. تاكنون معلوم نگرديده است كه مغولان چه رفتاري در هنگام ورود به اين منطقه از خود نشان داده اند ولي گويا به دليل اينكه مردم گاپله كشاورز پيشه بودند مقاومتي در برابر مغول از خود نشان نداده و گاپله بدون ويراني تصرف مي گردد[iii]. بعلت موقعيت دشتي جاپلق و نيز دسترسي سريع به ساير مناطق همجوار،‌ اين بخش مورد توجه مغولان قرار گرفت و آنان به تحكيم موقعيت خويش اقدام كرده، سعي كردند پايگاه هايي در جاپلق تأسيس كنند كه به ايجاد بعضي از روستاها  مانند ارتلي قبا[iv]( ortali ghoba) و رواج فرهنگ مغولي منجر گرديد[v]. بناي شاهزاده ابراهيم مؤمن آباد وگسترش بناي امامزاده قاسم با معماري آجري وگنبد مخروطي با پنجره هاي مخصوص را به اين دوره نسبت مي دهند. گرچه بناي اوليه امامزاده قاسم متعلق به دوران سلجوقيان بوده ولي حاكمان محلي مغول كه بعدها دين اسلام را پذيرفتند درمرمت و گسترش آن كوشيدند[vi].    

در زمان صفويان پاره اي از مهاجرت ها به جاپلق صورت گرفت. بعلت اختلاف ارضي و اعتقادي ايرانيان و عثمانيان در پاره اي از مسائل جنگ هايي درشمال ايران صورت گرفت كه قواي ايران بعللي از جمله ضعف قواي نظامي شكست خورده و مناطقي از شمال ايران از جمله بخش هايي از ارمنستان و گرجستان به تصرف قواي عثماني در آمد. متعاقب اين امر و به دستور شاه اسماعيل در سال 1604 ميلادي حدود 300 هزار نفر ازمردم آن منطقه به داخل خاك ايران كوچانده شده و در شهرهاي بزرگ و در هلالي برگرفته از همدان و جاپلق و فريدن و اصفهان ساكن شدند. صفويان در جاپلق مركزي خانقاهي تأسيس كرده كه يكي از جهانگردان اروپايي پس از گذشتن از اين منطقه از آن ياد كرده است[vii]. ارامنه و گرجي ها در بدو ورود به مناطق جديد به امر قالي بافي و پشم ريسي روي آوردند. در منطقه جاپلق نيز روستاهايي كلاً ارمني نشين پديد آمده مانند چالس پار «Chales par»، آرمن «Areman» يا مسعود آباد كنوني، ريلساوار«Rilsava»، كالاوا«Kalava»، عباس آباد«Abas abad»، شازند، نهادگرد، خويگان و يا مانند قره كهريز با مسلمانان در يك روستا زندگي مي كردند و نيز گرجي ها در مناطقي چون فريدن ساكن گشته و يا خود روستاهايي تأسيس كردند كه روستاي گرجي «Gorji»[viii] در شهرستان ازنا از اين جمله اند. ارامنه در مسعود آباد كليسا تأسيس كرده با بناهاي جنبي خود بيشتر از يك در ورودي و خروجي داشته و به منزله پناهگاه و يك جاي امن مورد استفاده قرار مي گرفته است. تزيين نماي داخلي كليسا با نقاشي رنگ و روغن و با مضامين كتاب مقدس انجام شده بود. قاليبافان ارامنه پشم گوسفند را كه ماده اصلي قاليبافي بود ريسيده و با رنگهاي طبيعي رنگ مي كردند. در امر بافندگي قالي و طراحي نقوش زيبا چيره دست شدند طرح هاي متداول ارمنه طرح گل پنبه اي، لچك، ترنج، طرح ماهي، طرح كليساي اچمياتزين مقدس و طرح گلداني افشان بودند و مردم ارمني با بودن در كنار مردم فارسي زبان طي قرون متمادي فرهنگ كاربردي خود را حفظ كرده و در شكوفايي ايران سهيم بودند[ix]. از طراحان قالي منطقه جاپلق ميتوان: هاكوپ ميرزاخانيان،هرند ميرزاخانيان (پسرهاكوپ)، هوا كم هواساپيان، تيمور زيراكيان، واقارشاك ترستيانوسيان، يوسف يوسفيان، رفائيل داوديان و توماس داوديان (پسر رفائيل) و از صنعتگران به ماردلوس و آبراهاميان اشاره كرد. آشكار نيست كه يهوديان از چه موقع در گاپله بودند ولي در برخي منابع تاريخي آمده است كه كوروش كبير هنگام فتح بابل، يهوديان را از بند رهانيد تا هركجا كه مي خواهند بروند. يهودياني كه در دوران كوروش كبير به مناطق مركزي ايران از جمله گاپله كوچ نمودند از آن جمله اند و بناي تعدادي از روستاها را به آنان نسبت مي دهند. پيشه يهوديان ازنا و گاپله طبابت، عطاري، معامله گري و طلا فروشي بود و سوگند معروف آنان « به محمد و موسي» بود كه راستگويي خود را با آن ثابت مي كردند و ميان آنان و مسلمانان آرامش برقرار بود. طبيبان يهودي در ازنا حاذق و داراي وضعيت اقتصادي خوبي بودند. آنان دخمه هايي در نزديك ازنا[x] داشتند كه مردگان خود را در آنجا دفن مي كردند.       

مهاجرت تركان نيز كه در دوره هاي پيشتر از جمله سلجوقيان به جاپلق رخ داده بود در اثر جنگ يادشده دوباره از سر گرفته شد و تركان در مناطق زيادي از جمله قاقان، كلبر، گلزرد، ده موسي، آدينه مسجد، گويجه، لوزدر، آغبلاق، آقداش، اقايي، آقجه بلاغ، قشلاق، ماليچه و ... ساكن گشته و به زندگي پرداختند كه منجر به پيدايش فرهنگ و زبان تركي در منطقه جاپلق گرديد. از تركهاي غز و بيگ مي توان به بيات ها اشاره كرد كه اكنون با همين نام در اين منطقه زندگي مي كنند.

در دوران كريم خان زند اختلافاتي بين حكومت زنديه و بختياري ها به سركردگي عليمردان خان اول بروز كرد وآنان در چندين نوبت با يكديگر درگير شدند. بختياري ها ازمناطق خود از راه تنگة هموار كوه شاه غيض حد فاصل روستاهاي اشرف آباد «Ashraf abad» و كمندان «Kamandan» به جاپلق سرازير مي شدند و پس از اينكه خساراتي وارد كرده به غارت مشغول مي شدند و مشكلاتي را براي زنديه ايجاد مي كردند. سپس كريم خان زند كه با لك هاي الشتر پيوندهاي نسبي و خويشي داشته گروهي از لك ها را به منظور جلوگيري از حمله ايلات بختياري روانه منطقه جنوب جاپلق  كرده و حدفاصل تنگه مذكور ساكن مي سازد. لك هاي ساكن در اين منطقه تا قرن اخير نيز به زبان لكي صحبت مي كردند و در اثر گذشت زمان اين زبان از ميانشان رخت بر بست. اين بخش اكنون بنام پاچه لك «Pache lak» شناخته مي شود.[xi]

در زمان حكومت زنديه و بعد از آنان آنچه بدست آمده اينكه حاكمان محلي جاپلق از طرف حكومت مركزي تعيين مي شد و جاپلق جزء مناطق مركزي از جمله ري و استان هاي مركزي ايران قرار گرفته و آرامش در اين منطقه حاكم بود. در زمان قاجار نيز جرياني كه قابل ذكر باشد بدست نيامد. در زمان پهلوي اول متأسفانه بر خلاف ميل ساكنان، ازنا وجاپلق از استان مركزي جدا و به لرستان ضميمه گرديد . در سال 1307 طرح احداث راه آهن در ايران مطرح گرديد كه عمليات اجرايي آن از دو نقطه تهران و اهواز آغاز گرديد و به تدريج به سمت يكديگر با توجه به عمليات عمراني حركت كرده و در يكي از روستاهاي جاپلق بنام سميه به يكديگررسيده كه خطوط راه آهن تهران - جنوب در محل به يكديگر متصل ميگردند و به همين مناسبت جشني با حضور امراي ارتش[xii] ومسئولان آن زمان برپا گرديده و بناي يادبودي[xiii] در ايستگاه راه آهن روستاي سميه احداث و ايستگاه بنام فوزيه همسرمحمدرضا شاه نامگذاري ميگردد. ساختمان ايستگاه راه آهن ازنا با معماري سازماني تاسيس ميگردد. متعاقبا در همان سال طرح  انبار نفت ازنا توسط شركت نفت ناكس دارسي انگليس مطرح  كه چندين انبار نفت در ازنا تاسيس ميگردد.در محل اين تاسيسات نفتي منازل سازماني كارگران و كارمندان با سبك معماري اروپايي نيز احداث كه با اين نوع معماري خود به شهر شكل ديگري ميدهد. در سال 1332 خط لوله  10 و15 اينچي اهوازازنا بعد از مكان يابي و... در شوراي عالي سلطنت آن دوره به تصويب رسيد و احداث اين خط لوله توسط شركت فرانسوي«Anter pose» آغاز ميگردد. بعد از چند سال و پايان عمليات اجرايي آن، تلمبه خانه ،انبار نفت ازنا و فرودگاه ترابري به همراه طرح سيلوهاي غله  توسط محمد رضا شاه پهلوي افتتاح و آغاز به كار ميكنند.اين تاسيسات به همراه راه آهن ، وجود سيلوهاي غله ، تاسيس شركت هاي سهامي زراعي[xiv]و قرار گرفتن ازنا در مسير محورهاي اصلي، رشد جمعيتي زيادي را باعث ميشود بطوري كه در مدت زماني جمعيت شهري ازنا چندين برابر ميگردد.در سالهاي قبل از انقلاب مردم جاپلق و ازنا با تهيه طوماري با حدود100 هزار امضاءاز سراسر منطقه از امام خميني پشتيباني وبا وقوع انقلاب اسلامي دراعتصابات و ديگر حركتهاي مردمي مشاركت و از اين انقلاب  حمايت ميكنند. سالهاي جنگ به دليل وجود تاسيسات نفتي در منطقه ازنا ، سالهاي سختي براي مردم بود و هواپيماهاي عراقي در چندين نوبت اين تاسيسات و همچنين ايستگاه راه آهن و سيلوهاي غله را بمباران كرده كه در اثر آن جمعي از مردم و غير نظاميان شهيد ميشوند.اميد است اين مطالب كمكي به رفع ابهامات موجود در خصوص پيشينه روشن منطقه فرهنگي ازنا و جاپلق نموده باشد.%    


[i] احتمال دارد منظور گاپله بوده باشد. سياستنامه

[ii] به پاس اين پيروزي بود كه خليفه عباسي منطقه كره در جاپلق را به ابودلف عجلي واگذار كرد.

[iii] يا شايد گاپله را با خاك يكسان كرده باشد.

[iv]بر اساس ديدگاه ساكنان در زبان مغولي پايگاه وسط معني ميدهد.

[v] مردم گاپله علاقه زيادي به آبگوشت دارند شايد كمي عجيب به نظرآيد ولي ميگويند آبگوشت غذايي مغولي است .در واقع مغولان چون دائما سوار اسب مشغول تاخت و تاز بودند غذاي آنان گوشت خام بود و بعد گوشت را كباب يا آب پز ميكردند.اين عادت به گاپله اي ها سرايت كرد.ولي كلاً قوت غالب گاپله اي ها نان گندم است كه ترخينه جاي مخصوص خود را دارد ترخينه غذايي كه از پختن بلغور گندم ، نخود و ديگر حبوبات در دوغ  بدست مي آيد و گاپله اي ها اين مخلوط مغذي را خشك و نگهداري ميكنند تا در زمستان يا ديگر فصول استفاده ميكنند.پاره اي گاپله اي ها را به طعنه ترخينه خور مينامند. 

[vi] ذبيح الله آنالويي از ساكنان: باني امامزاده قاسم بازرگاني ايراني بنام خواجه نظام الدين احمد مدني ملقب به ميرنظام بوده  كه در اثر خوابي كه ميبيند ساختمان امامزادگان زيد و قاسم را بنا مينهد.اهالي امامزاده قاسم اعتقاد دارند خواجه ميرنظام بعد از ساخت بنا  وهنگام نهادن آخرين خشت گنبد به آسمان عروج ميكند. احتمالا ميرنظامي ها ، قريشي ها و مدني ها  كه خاستگاه آنان امامزاده قاسم بوده است از نوادگان آن خواجه ميباشند.

[vii] پاره اي اشتباها محل اين خانقاه را در اليگودرزذكر كرده اند ولي خانقاه مذكور در روستاي فين منطقه جاپلق بوده ، كه سياح اروپايي در مسير عبور از جاپلق از آن نام برده است.

[viii] دهقان ها از نام مشهور در گرجي ميباشند.

[ix] نقش ارامنه در ازنا به حدي پررنگ بود كه پاره اي اساس ازنا را به ارامنه نسبت ميدهند ولي بر طبق شواهد و قرائن از جمله آتشگاههاي موجود و ... ارامنه هنگام ورود به منطقه جاپلق ، شهر كنوني را بر ويرانه هاي قبلي بنا نهادند. و در واقع ارامنه احياگر ازنا بودند و نه بنيانگذار آن.

[x] بر اساس دانسته هاي محلي  دخمه هاي يهوديان پشت استاديوم ورزشي ازنا موجود كه مخصوص دفن يهوديان منطقه پاچه لك بود . در ديگر جاهاي گاپله نيز دخمه هايي وجود داشت كه اكنون جاي آن معلوم نيست . يهوديان در سراسر گاپله پراكنده بودند كه از يهوديان اصيل ازنا ميتوان به آقا جان و نورالله ،عيسي خان، ملا زليخا، ملاحزقيال فيني ، لوي ها «Levi» و... اشاره نمود كه از اين منطقه مهاجرت كردند.گرچه لوي ها خويشاني نيز داشتند ولي بجز لوي  نام خانوادگي ديگري بدست نيامد.لوي نام تيره اي ازعربهاي يهودي نيز بوده است.

[xi] زبان اينان به تدريج در زبان بختياري ها هضم گرديد.. اكنون تقريبا اين روستاها داراي فرهنگ مشتركي مانند لك هاي الشتر هستند.

[xii] از اميران ارتش در زمان پهلوي دوم كه اصالتا اهل جاپلق بودند ميتوان به  تيمسار فقيد علي فولادوند فرمانده لشكر كرمانشاه اشاره كرد كه در اين منطقه منشاء اثر بودند. 

[xiii] بناي مذكور از دو ستون مكعب ساخته شده از سنگ به ارتفاع 10 متر در دو طرف خطوط آهن است كه مجسمه هايي بر بالاي آن موجود بود.بناي مذكور اكنون بدون مجسمه ها پابرجاست.

[xiv] نخستين شركت سهامي زراعي در منطقه كه طرحي آمريكايي بود در 2 كيلومتري شرق ازنا با امكانات بهداشتي درماني،آموزشي، فروشگاه، تعميرگاه ، گاوداري و دامداري و ... تاسيس گرديد و دشت هاي مكي آباد،علي آباد،لمس و چندين روستاي ديگر يكپارچه زير كشت گسترده و واحد رفته ، ساكنان اين روستاها به خانه هاي سازماني منتقل و همگي سهامدار شركت گرديدند. گرچه اين شركت ديگر وجود ندارد ولي رويهم رفته طرح مذكور طرحي موفق بود .اين مجتمع سازماني بعداً شهرك المهدی نامیده شد.وسلام 

/ 3 نظر / 107 بازدید
Mohammad

Salam Hamid. Kaare besyar ba arzeshi anjam dadi. Delam hesabi havase Sherkat Zeraee ro kard :)

[گل]

پاچه لک

لرها از هر نوعی با هم برادر اند اگر بین کریم خان و بختیاری ها مشکلی پیش امد دلیل بر دشمنی انها نیست در ضمن از 5000 هزار سال پیش تاکنون ازنا که هیچ تا کیلومترها آنورتر جز خاک عیلام باستان و اتابکان لر بزرگ بوده و مردم پاجه لک و ازنا جزیی از ملت و خاک بختیاری اند نه یه عده ارمنی گرجی و ترک 300 ساله .مردم ازنا یا از پدری بختیاری اند یا از شکم مادری بختیاری بیرون امده اند