حمید صوفی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ حمید صوفی
آرشیو وبلاگ
      اینجا ازناست* (این وبلاگی گردشگری ، تاریخی و اجتماعی است)
یادی از ازنای قدیم همراه با چند تصویر جدید نویسنده: حمید صوفی - دوشنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸٩

از زمانهایی که ازنا شهر کوچکی بود و برای پیمودن محله های صمیمی و باریک  آن زمانی کمتر از یک ساعت لازم بود ، راه آهن دولتی ایران از سال 1310 یا کمتر یا بیشتر مسیر آشنایی در شهر ازنا بود . لکوموتیوهای بخار در ایستگاه ازنا که یکی از مهمترین ایستگاههای تهران - جنوب بود ، نفسی تازه میکردند و بعد از رفع خستگی و روغنکاری و تعمیرات ، از مخزن استوانه ای واقع در این ایستگاه آبگیری میکردند  و هر کدام به مسیر خود ادامه میدادند.

 خیابانهای آن زمان ازنا محل عبور گاری هایی بود که اسب آنرا یدک میکشید و همان آقای معروف ( بردعلی ) با دریافت کرایه ناچیزی مردم را با اسب و یابو از این سمت رودخانه به سمت دیگر میبرد تا کسی خیس نشود و  لباس های پلوخوری شان کثبف نشود.

دکتر گودرزی که ازبروجرد به ازنا آمده بود و پزشک متخصص و حاذقی هم بود در درمانگاه راه آهن ازنا ، بیماران را مداوا میکرد و بر زخم هر کسی مرحمی میگذاشت و بر دل آنان امید میکاشت. دکترگودرزی که پسری هم ( فکر کنم بنام شاپور) داشت که ایشان نیز شغل پدر را ادامه دادند ، مرد بسیار خوش برخورد و محترمی بود.

خانواده ارامنه ازنا

یهودی های ازنا که بیشتر شغل طلافروشی داشتند و عده ای از آنان هم طبیبان بسیار حاذقی بودند هر از گاهی در بازار ازنا ظاهر میشدند و به کاری مشغول میشدند. ملا زلیخا ، ملا هزقیال ، ملا زیبا ، هرتزل ، شانون ، ایهود ، آقا جان ، نورالله و خانواده های  لوی و خانواده سامعی از افراد آنان بودند که گرچه خرده شیشه در وجودشان بود ولی دروغ نمیگفتند و در مواقعی که کار مهمی پیش می آمد یاموسی یا موسی شان به آسمان میرفت.

 یهودی های ازنا هیچ گاه گوشت را با شیر نمیخوردند و بین گوشت و شیر همیشه فاصله میگذاشتند. حتی در ظرفی که گوشت پخته بودند به هیچ وجه شیر نمیریختند و از مخلوط شدن گوشت با شیر حتی دردرون شکم های خود خودداری میکردند و میگفتند بعد از خوردن گوشت باید تا چند روز شیر نخورد !!! به این کار کشروت ( Keshrot  ) میگفتند. و در آشپزخانه هایشان هم از این کار خودداری میکردند. دلیل آن رسمی بود که اززمان حضرت موسی  ایجاد شده بود و هنوز هم پابرجاست.

ارامنه ازنا افراد بسیار زحمت کش و عمدتا کشاورز پیشه و یا بازاری بودند. بافتن گلیم و جاجیم و ... کار آنان بود و در میان ارامنه ازنا صنعتگرانی مانند ماردلوس ، آبراهامیان ، وارتانیان ، موسی خانیان و آلکسیان نیز منشاء اثری در صنعت ازنا بودند.

 

 

کامیون های قدیمی و تانکردار شرکت نفت ازنا یا همان شرکت نفتی ایران و انگلیس ( قرارداد معروف ویلیام ناکس دارسی ) هن و هن کنان فراورده های نفتی را از جایی به جای دیگر میبردند. و گاپله ای ها بعد از فروش لبنیات و شیر و تخم مرغ های طلایی ، خوشحال سوار تانکرها به سمت  وطن خود میرفتند.

کرد های ازنا هم بعد از مهاجرت از عراق و ساکن شدن در اردوگاه شهر ، هر از گاهی برای خرید به ازنا می آمدند و با مردم خوش و بش میکردند . عده ای از کردها کارگری میکردند و یا در مزارع به کشت محصولات مختلف از جمله بامیه مشغول بودند . عرب های ازنا اما بسیار فعال بودند  و خودشان برای خود بازاری بنام بازار عرب ها در انتهای خیابان انقلاب  و طایفه ای جداگانه در ازنا راه انداخته بودند. خیلی جالب بود ، عرب های ازنا تیم فوتبال قوی نیز داشتند و در محیطی صمیمی با بچه های ازنا فوتبال بازی میکردند. عبد الساده ، برادران کعبی و حلفی ها از عرب های ازنا بودند که در میان آنان خیلی از مقیم های آبادان نیز حضور داشتند.  خیلی خنده دار بود ، عرب ها یک نقطه ضعف بزرگ داشتند و آن این بود که تاب تحمل سرمای وحشتناک ازنا را نداشتند و خیلی از آنان به عمر خود برف ندیده بودند !!!

لرهای بختیاری  هر وقت وارد ازنا میشدند کمتر به قانون و مقررات توجه کردند !!! گله های گوسفند آنان بعد از پیاده شدن از قطار و عبور از خیابان های شهر ، به جان سبزی و میوه مغازه ها می افتاندند و چمن و گل و درخت را نوش جان میکردند. سگان گله هم به هر خانه سر میزدند و بعضی هاشان پاچه مردم را میگرفتند و تا صاحبش نمی آمد ول کن نبودند!!! هر فرد بختیاری وارد مغازه ای میشد تا با سماجت تمام  کالای مورد نیاز خود را با نصف قیمت تهیه نمیکرد ، از مغازه بیرون نمیرفت !!! و هه پیا ، هه پیا ... میکردند. زنان بختیاری آنقدر سکه به دامن های شان آویزان میکردند که صدای سکه ها تا دهها متر شنیده میشد . انصافا زنان بختیاری خیلی سلیقه داشتند حرکت دامن های بلندشان با سکه های آویزان به آن خیلی زیبا بود.

ازنا ، ایران کوچک بوده ، هست و خواهد بود. اشترانکوه ازنا ، شهر را مانند طفلی در آغوش خود کشیده و این کودک سالهاست در دامان مادر خود آرمیده است. حضور قومیت های مختلف در ازنا نشان از تنوع و توانایی این شهر در جذب مردمان گوناگون دارد. ازنا حتما جای مناسبی بوده  که هر قوم بعد از ورود به این شهر در آن ساکن شده و به زندگی خود پرداخته  و خوشبختی خود را در اینجا یافته است . آری اینجا ازناست . شهر من ، ازنا ، همیشه سربلند و پاینده باشی. انشاالله

  نظرات ()
مطالب اخیر Bird's Sound Of Desert , Azna 2010 صدای پرندگان دشت های ازنا لزوم تدوین طرح تحول شهری ازنا آغاز سال 2014 میلادی منطقه حفاظت شده شامل سفیدکوه سیدمحمد خاتمی با حضور در منزل دکتر حسن روحانی با وی دیدار کرد. فشار خون سربند در گذر زمان زن کوهنورد که به طرز معجزه‌آسایی زنده مانده بود کوهنوردی را از سرگرفت راه‌آهن ازنا با جانفشانی‌ من به ثمر نشست ! نوروز 1391
کلمات کلیدی وبلاگ ازنا (٥) دورود الیگودرز (٢) جاپلق (٢) فرزیان (۱) مومن آباد (۱) سفید کوه (۱) اشتران کوه (۱) لرستان گهر (۱) اشترانکوه (۱) دورود (۱) azna (۱) ایران (۱) لرستان (۱)
دوستان من تبادل لینک منتظران مهدی ازنا وبلاگ چغاگرگ وبلاگ كوهدشت وطنم دلفان نداي زاگرس ازنا نیوز دردهاي كهنه يك شهر خاطرات يك ازنايي شهر من ازنا ازنا ، شهر ياران گروه تاريخ شهرستان ازنــا خبرگزاري كوهستان سرد اليگودرز اولين وبلاگ رسمي روستاي گندمينه مونوگرافي روستاي دوزان ايل ميوند - چهارلنگ بختياري ايل ميوند - چهارلنگ بختياري پايگاه خبري لرنا نفس پاك زاگرس دورود پايتخت طبيعت ايران نازنيني ازدره شهر ازنا شهر غیور مردان بختیاری ازنا خبر اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من